صفحات

از مخالفت ها نترسید بادبادک فقط وقتی می تواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود.
كسی می تواند در پای عشق بميرد كه پيش از آن زندگی در پيش چشم های وی مرده باشد .
ازانسانهاغمی به دل نگیر؛زیراخودنیزغمگین اند؛باآنکه تنهایندولی ازخودمیگریزندزیرابه خود وبه عشق خودوبه حقیقت خود شك دارند؛پس دوستشان بداراگرچه دوستت نداشته باشند.
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
عده ای دائم مي نالند که گل سرخ خار دارد ، ما بايد شاد باشيم که خارها گل دارند.

















آنجا که عشق فرمان مي دهد،محال سر تسليم فرود مي آورد.




«حسین بیشتراز آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.»

فضا نيمه تاريك ونيمه روشن است. نمی دانم اين طليعه سپيده دم است يا آغازشبی دراز.آندره ژید


زندگيت هرچه باشدبا آن روبروشووآن رادرآغوش گير،ازآن دوري مکن وبه نامهاي سخت ودرشتش مخوان.زندگي آنقدربدنيست که توهستي
آنها فقط از«فهمیدن» تو می‌ترسند. از«تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند، از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی،میدوشندت، ازخرکه قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند،ازاسب که دونده‌ترنمی‌شوی، سوارت می‌شوند؛آنها فقط از«فهمیدن» تومی‌ترسند.
زیادی سخت نگیرید. گاهی هم لازم است دست از کار بکشید واز سکوت لذت ببرید.
اگرمردم مرا نشناسندغصه نخواهم خورد، ولی اگرمن مردم رانشناسم افسرده خواهم بود.
ما ندرتاً درباره آنچه که داريم فکرمي کنيم،درحاليکه پيوسته درانديشه چيزهايي هستيم که نداريم.



بگذارهرچه زودترمرگ فرارسد زیرا که اززندگی خسته شدهام،آخر به چه چیز این زندگی دل خوش کنم،کدام صفا ویکرنگی،کدام پایداری مردانه،کدام شرافت و پاکدامنی،کدام قدس و تقوائی که دادجویان در پی آنند،کدام سایه خوشبختی،کدام اشک مودت و مهربانی،کدام خاطره نیکوییهای گذشته،کدام اثر دوستی؟؟این جهان راآن ارزش میدهدکه ترکش ملالی به دنبال داشته باشدهمه جا ترس فرمانروایی وخدایی میکند،همه جا پستی و دورویی حکمفرماست،همه جا.همه به جزمردمی پست و دورو نیستیم،خداحافظ ای دنیا،خداحافظ.آندره ژید